پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 26 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

پرهام و رهام

تلویزیون

عزیز کوچولوم تو خیلی عاشق تلویزیون هستی و من میذارمت روی دسته مبلی که روبروی تلویزیون هست و تو مدتها نگاه تلویزیون میکنی ...
7 اسفند 1391

واکسن2

عزیزدلم امروز واکسن دوماهگیتوزدی اولش خیلی گریه کردیو مامانتو نگران کردی بابایی مجبورشد بره دنبال مامان جون.اما به محض اینکه مامان جون اومدن خونمون تو آروم شدی و واسشون خندیدی تاشب آروم بودی و انگار نه انگار که واکسن زده بودی ...
2 اسفند 1391

خوابیدن عجیب

عزیز مامان جدیدا موقعی که خواب هستی  دستو تکون میدی ازخواب بیدارمیشی منم دستاتو میکنم تو شلوارت تا نتونی تکونشون بدی اینجوری!!!!!!!!!!!!!!!!    و توهیچ وقت حاظرنبودی پستونک بخوری وازاونجایی که من خیلی دوست میداشتم.گذاشتم توی دهانت و ازعزیزم عکس گرفتم ...
15 بهمن 1391

تولد عمومحمد

راستی عزیز دلم یادم رفت بهت بگم١٣بهمن تولد عمو محمدبودوهمگی دست در دست هم دادیم وسوپرایزش کردیم.تو واسش یک هدیه کوچولو خریدی وعمو محمد کلی خوشحال شدوبهت گفت هیچ وقت ازش استفاده نمیکنم و میذارم وقتی بزرگ شدی نشونت بدم ...
13 بهمن 1391

آقا

نفس مامان امروز چهل روزه شدی تو میتونی ازته گلو صدا دربیاری و بگی آقا الهی من قربون پسرم برم که داره روز به روز بزرگ میشه ...
10 بهمن 1391

عزیزدلم

پرهام جونم وجودت شادی بخش زندگیمان هست میدونستی توهمیشه خیلی خوش مزه میخوابی وآدم ازنگاه کردنت سیر نمیشه؟    بابایی همش دوربین به دست هست وشکارلحظه هامیکنه ...
11 دی 1391